تبليغاتX
از لس انجلس تا قزوین

از لس انجلس تا قزوین

ما که نتوانستم منادی گفتگوتمدن ها باشیم و کار کوروش را تکرار کنیم. اما خرابکاری که می دانیم. همدستی

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 11:29  توسط م- رستمی  | 

یار ارادانی من،

آقا این ابطحی هم بامزه نوشته: راديو تلويزيون در حق آقاي احمدي نژاد ظلم مي کند. پريشب مصاحبه اي از آقاي احمدي نژاد بخش شد. بعد از مصاحبه براي اولين بار سرود ويژه اي بر وزن شعر معروف يار دبستاني پخش کردند که راجع به شخص آقاي احمدي نژاد بود. مصرع آخر آن يادم هست که مي گفت: دشمن هر فقر و فساد، محمود احمدي نژاد. ابطحی ادامه داده است: از ابتداي انقلاب تا کنون جز براي امام و فکر مي کنم يک يا دو سرود براي رهبري براي هيچيک از مسؤلان سرود نساخته بودند و اگر هم گوشه و کنار توسط اطرافيان و دوستانشان سرودي مي ساختند از رسانه ملي هرگز پخش نشده. کار به جایی رسیده که عماد افروغ هم که لابد می داند اعلام کرد: من با هر نوع قدیس سازی مخالفم

این سرود از زبان مهدی چمران برای احمدی نژاد خوانده شده است.

یار ارادانی من، با من و همراه منی
چوب و چماق خوب می زنی، عشق من و ماه منی
دک شده سردار قالیباف، از توی لیست علما
مصباح یزدی و بسیج، رای اش رو می ده به شما
جنتی هم با ما می آد، با همه اون کلکهاش
مجتبی هم یار ماهاست، بچه هه می ره به باباش

حالا دیگه ما می تونیم خشتکا رو پاره کنیم
آقا اگه با ما باشه، ملتو بیچاره کنیم
رای می گیریم، رای می خریم، صندوق ها رو وا می کنیم
تا می تونیم رای می ریزیم، اسم تو رو جا می کنیم

یار ارادانی من، با من و همراه منی
چوب و چماق خوب می زنی، عشق من و ماه منی
دک شده سردار قالیباف، از توی لیست علما
مصباح یزدی و بسیج، رای اش رو می ده به شما

حالا دیگه ما می تونیم پرده ها رو وابکنیم
زنها سوا، مردها سوا، ملتو آواره کنیم
جوش می آریم، ذوب می کنیم، نوکر آقا می کنیم
چفیه ها رو در می آریم، چادر رو برپا می کنیم
یار ارادانی من، با من و همراه منی
چوب و چماق خوب می زنی، عشق من و ماه منی
دک شده سردار قالیباف، از توی لیست علما
مصباح یزدی و بسیج، رای اش رو می ده به شما

توضیح: ارادان روستای محل تولد احمدی نژاد است

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 11:17  توسط م- رستمی  | 

مصمم با اراده /

احمدی‌نژاد كار خود را آغاز كرد!

مصمم با اراده /

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 11:15  توسط م- رستمی  | 

ارزان خریدستی

خداحافظ خاتمي

ای گران جان خوار دیدستی مرا زانکه بس ارزان خریدستی مرا/

هر که او ارزان خرد ارزان دهد گوهری طفلی به قرصی نان دهد/

مجملش گفتم نکردم من بیان ورنه هم افهام سوزد هم زبان/

من چو لب گویم لب دریا بود من چو لا گویم مراد الا بود/

من ز شیرینی نشینم رو ترش من ز بسیاری گفتارم خمش/

خاک غم را سرمه سازم بهر چشم تا ز گو هر پر شود دو بحر چشم/

خاتمی لنگه کفشی نبود در بیابان بلکه گوهری بود در میان صدف/ صدفی که از 28 مرداد 32 گوهری به خود ندیده بود / و ما چه کم حافظه ایم وعجول وگاه حتی ناسپاس / که این گوهر را رنجاندیم و نه با او بلکه بر اوفریاد زدیم / و دروغگو خواندیمش بی آنکه زمان و مکان را برای حرف های او در نظر بگیریم / که اگر او دروغ گوست پس واژه ای جدید ساخته ایم / که نمی دانم دلیل بر فقر ادبی ماست یا قضاوت نا عادلانه من و تو / و ای کاش همه دروغ گو یان چو او بودند / صادق و صادق وصادق / که صداقت یکی از صفاتش بود / صفات مردی فرهنگی که میهمان بازی نا برابر سیاست بود/ که خود همواره میگفت دروغ نگفته ام هر چند که شاید خیلی از حرفها را نزده باشم / و چه خوش تاویل می کرد مولانا اگر با ما سخن می گفت

خاتمی مجملش گفت نکردش او بیان       ورنه هم افهام سوزد هم زبان/

و امروز که می روی :

وای از آن دمی که بی خبر ز من/ بر کشی تو رخت خویش از این دیار

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 11:8  توسط م- رستمی  |