13 آبان
صبح روز سيزدهم آبان ۵۸ دانشجويان دست چين شده از دانشگاه هاى شريف و پلى تكنيك و ملى در يكى از اتاق هاى دانشگاه پلى تكنيك گردهم آمدند و دانشگاه تهرانى ها نيز همزمان در دانشگاه خود حاضر شدند تا در يك حركت هماهنگ به سوى ساختمان سفارت آمريكا حركت كنند. عده اى بايد پس از اشغال سفارت سريعاً مراجعه و گفت وگو با ارگان هاى مربوطه را آغاز مى كردند، برخى بايد ورود موسوى خوئينى ها به محل سفارت را تدارك مى ديدند و گروهى نيز بايد امر تبليغات را برعهده مى گرفتند. مسئوليت عمليات تسخير سفارت نيز برعهده على زحمتكش از دانشجويان دانشگاه صنعتى شريف گذاشته و نقشه ساختمان هاى داخلى سفارت نيز از پيش تهيه شده بود. دختران دانشجو نيز بايد آهن برهايى كه براى بريدن قفل و زنجيرها در سفارت تهيه شده بود را در زير چادرهايشان حمل مى كردند.
ساعت ۱۰ صبح ۱۳ آبان ۵۸ حادثه تسخير كليد خورد.. ابراهيم اصغر زاده در ميان ازدحام جمعيت نتوانسته بود خود را به داخل پرتاب كند و بنابراين پشت در باقى مانده بود. نيرو هاى سپاهى مستقر در خارج از سفارتخانه كه حفظ امنيت دانشجويان را عهده دار( به دستور محسن رضايى ) شدند. دانشجويان انقلابى با شكستن در به راحتى داخل سفارت شده بودند اگر چه بعد ها به واسطه اينكه چند نفر در عكس هاى گرفته شده در بالاى ديوار سفارت ديده مى شدند همگى بالاروندگان از ديوار سفارت ناميده شدند. ، اصغرزاده بايد سخنگويى دانشجويان را عهده دار مى شد.
مسئوليت گروگان ها نيز به محسن ميردامادى واگذار شده بود و حبيب الله بى طرف نيز مسئول مديريت اسناد درون سفارتخانه بود. با فرا رسيدن ظهر دانشجويان خط امامى، محمد موسوى خوئينى ها را نيز به ميان خود آوردند. آنها محاسبه همه چيز را كرده بودند به جز موج حمايت هاى مردمى: «دانشجوى خط امام، افشا كن، افشا كن.»
دانشجويان خط امامى اگر چه مدعى بودند كه فقط براى چند روز مى خواستند سفارت آمريكا را به اشغال خود درآورند، اما ديگر ادامه كار از دست آنها خارج شده بود. مردم از يك سو خواهان ادامه مبارزه ضدامپرياليستى آنها بودند و اسناد موجود در سفارت نيز از سوى ديگر آنها را به ماندن وسوسه مى كرد.
محسن امين زاده، محمد رضا خاتمى، ايرج تقى پور (عكاس) و محمد نعيمى پور در بخش روابط عمومى و افرادى همچون وفا تابش و حسين شيخ الاسلام نيز در بخش بررسى اسناد مستقر شدند. معصومه ابتكار و فروز رجايى فر دو دختر جوان دانشجو نيز نقش مترجم را در آن روز ها بر عهده گرفتند .
دانشجويان انقلابى گروگان ها را به شهرهاى مختلف ايران برده و در يكى از ساختمان هاى اصلى هر شهر مستقر كرده بودند.. مردم غذاهاى نذرى خود را مى آوردند و در برابر تجمع كنندگان تقسيم مى كردند.
تقریبا تمام گروهها ( نهضت آزادی تا مجاهد و مارکسیستها از این اقدام حمایت کردند تنها مخالف فداییان خلق بودند که ایرادشان در جلوگیری از تسخیر سفارت توسط آنها بودند هرچند امثال احمدی نژاد خواستار اشغال سفارت شوروی بودند )
